|

آهنگساز
آلمانی که همواره بعنوان یکی از
بزرگترین آهنگسازان سنتی غرب بشمار
رفته است در شهر بن بدنیا آمد.او
فرزند یک موسیقیدان تنگدست و گمنام،از
کودکی استعداد موسیقیش را نمایان کرد
و هنوز به شانزده سالگی نرسیده،در
نواختن چند ساز معروف بود.
اولین نشانه های هوش موسیقی او توسط
پدرش کشف شد که در کلیسای چاپل
خواننده بود.
مکتب کلاسیسم موسیقی اروپایی با
موتسارت به اوج رسید و در دستهای
هنرمند بتهوون،به مسیری هدایت شد که
مکتب رمانتیسم را تشکیل داد.
در سال 1789بدلیل الکلی بودن پدرش
مجبور شد تا برای امرار معاش خانواده
بعنوان نوازنده ای جوان در کلیسای
مشغول بکار شود.اولین ساخته های تحت
نظر پدر موسیقی آلمان کریستین گاتلب
تیفه انجام شد.بویژه آهنگ با کلام
تشیع جنازه امپراتور مقدس جوزف دوم در
سال1790 نشانه ای بارز از استعداد
قدرتمند او بود و باعث شد تا استادش
مقدمات تحصیل بتهوون را در دانشگاه
وین اتریش و تحت نظر استاد بزرگ
ولفگانگ آمادیوس موتسارت فراهم آورد.
در سال1791موتسارت وفات یافت و بتهوون
کار خود را نزد ژوزف هایدن اتریشی
ادامه داد.در وین بتهوون اشراف را با
بداهه نوازی پیانوی خود شگفت زده نمود
و در همین زمان قرار دادهای مناسبی با
تولید کنندگان موسیقی در اتریش منعقد
کرد.وی در قطعات خود از نوعی میانه
روی ما بین کارهای کلیشه ای آهنگساز
آلمانی کارل فیلیپ امانویل باخ و
موتسارت پیروی میکرد.
بتهوون فرم سمفونی را بعد ازهایدن و
موتسارت،تکامل تازه ای بخشید،در فرم
سونات و در قالب کنسرتو برای سازهای
مختلف،قطاعات بسیاری نوشت و تکنیک
موسیقی پیانو را در آهنگسازی و
نوازندگی به اوج تکامل رساند.
در دهه اول قرن نوزدهم بتهوون کارهای
مقطعی و سبک را رها کرد و بدنبال زبان
موسیقی جدیدی رفت که از هایدن و
موتسارت بجای مانده بود.
اکثر کارهایی که امروزه او را همچنان
زنده نگاه داشته است مربوط به دهه ای
است که در آن سمفونی شماره سومش ساخته
شد و سمفونی شماره هشت او که در
سال1812ساخته شد دهه طلایی بتهوون
بود.او تابستانها را در ییلاقهای حومه
وین میگذراند و در بهار به شهر باز می
گشت.
در سال 1802در نامه مشهورش به دو
برادر خود غصه و ناراحتی خود را از
افزایش ناشنوایش اعلام کرد.بعد از
1805 حسابهای بانکی او بطور شگفت
انگیزی افزایش یافت.در سال 1815 بعد
از مرگ برادر بزرگش کارل سرپرستی پسر
نه ساله او را برعهده گرفت.بتهوون
سرپرست ایده الی نبود و درگیریهای
زیادی با برادرزاده اش داشت و تا جایی
پیشرفت که باعث شد برادرزاده اش در
سال 1826دست به خودکشی بزند.
در سال 1818بتهوون کاملا ناشنوا شده
بود و از همه بجز تعداد محدودی از
دوستان صمیمیش کناره گیری کرد.او در
26مارس1827میلادی در وین دار فانی را
وداع گفت.
|